من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱٤
نظرات

این روزها زیاد مارا بهت زده میکنند!

زیاد اشک مان را درمیاورند!

یک روز حرمین را منفجر میکنند...

یک روز جسد اولیای خدا را نبش قبر میکنند...

یک روز دیگر آرامگاهشان را به آتش میکشند.

این ها دلمان را به درد آورد...جگرمان را سوزاند.

اما اینکه هیئتی که نام شهدا را یدک میکشد و خود را غلامان اهل بیت میداند در شب میلاد فاطمه زهرا(س) بزن و بکوب راه بیندازد خیلی جانسوز است...خیلی دردناک است...

نمیگویم از قصد میکنند...اهمال کردند...کوتاهی کردند...ولی همین سهل انگاری هاست که انسان را بدبخت میکند.

باز هم میگویم...خدا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر کند.

.....................................................................................................................

1.هعی...افسوس اگر دردم یکی بودی چه بودی!

2.این هیئتی که عرض کردم با دعوت افراد مشهور ملت رو کشوند به برنامش...هر کس و ناکسی اومد...و خیلی ها فقط به عشق علی ضیاء اومدند...نه حضرت زهرا(س)...و وقتی گروه مولودی خوانی صدا و سیما با آهنگ لهوی شروع کرد برای آقا امام زمان!!! خوندن دختر و پسر ها شروع کردن به رقصیدن...و هزار جور پدر سوخته بازی دیگه...همه مذهبی ها شوکه شده بودن...چون هیچ کس فکر نمیکرد برنامه این جوری بشه...بگذریم.

3.فردای اون برنامه محسن رضایی برای برنامه تبلیغاتش اومد مسجد ما...هه...مردان قانونمند!ولی رضایی تا عمر داره کابوس بابای منو میبینه...حسابی باباهه پیچوندششیطان

ا

این آقایی که روبروی دکتر نشسته و میکروفون دستشه پدر بنده ست!خجالت  قربون هیبت و جذبش برم الهییی...


برچسب‌ها: