من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
نظرات

این روزا همش دوست دارم یکی کنارم بشینه و باهام درد و دل کنه...

این روزا دارم آماده میشم برم راهیان نور...

این روزا بعد از دیدن یکی از چهره های به یاد ماندنی خاطرات شیرین کودکیم خیلی حسرت اون روزا رو میخورم...

این روزا هی میرم تو وبلاگایی که بر ضد علایق و اعتقادات من هستن هی سرک میکشم و خودمو آزار میدم و از این آزار دیدن لذت میبرم...مثل کسایی که دچار بیماری سادیسم هستن!

این روزا دوست دارم دهن بعضی هارو خورد کنم...

این روزا دوست دارم فریاد بکشم...

این روزا...

من فکر کنم خیلی خستم...دلم یه تحول بزرگ میخواد...

الان میخوام بزنم زیر گریه.

دوستان...عزیزان...خواهران...برادران...دلداریم بدین...خیلی بهتون نیاز دارم

مسلمانان...مسلمانی...مسلمانی


برچسب‌ها: