من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢۱
نظرات

پرونده سال ١٣٨٩ هم داره بسته میشه...سالی که انگار همین چند روز پیش بود بهش میگفتیم"سال نو"!

عین برق گذشت...۶ماه اولش که یه کمی واسه من دردآور بود. ولی ۶ ماه دوم زندگیم جهت دیگه ای به خودش گرفت.حال و هوام عوض شد.واقعا احساس شادی و سرزندگی میکردم و میکنم.ان شاالله که این حالت تداوم داشته باشه...

خداییش بیاین یه فکری به حال سال جدیدمون کنیم.دیدید که در یک چشم به هم زدن یه سال تموم شد و یه سال نو دیگه داره سر و کلش پیدا میشه...چشم بهم بزنی همین سالی که تو راهه هم بساطشو جمع میکنه...بیایید فکر کنیم واسه امسال میخواستیم چی کار کنیم...چه اهدافی داشتیم؟ به کدوماش رسیدیم وبه کدوماش نرسیدیم.زمان ... وای از دست این زمان که حتی به اندازه یک لحظه به ماها مجال نمیده...خیلی زمان کم داریم...باید بجنبیم.از کجا معلوم سال ٩٠ آخرین سال عمرمون نباشه؟! بیاین تو خودمون تغیر ایجاد کنیم...اینطوری واسه دیگران شگفت انگیزتر وجذاب تر میشیم...جذاب تر از اینکه یه لباس رو مد و قشنگ و خفن بپوشیم...وقتی شماهم عین طبیعت متحول و نو بشین، چشم بقیه بیشتر از زمانی که از نظر ظاهری عوض میشین از حدقه میزنه بیرون...چشمک

تغیرات ظاهری خیلی ساده و آسونه...اینکه هی لباس بخریمو تیپ بزنیم،وسایل نو واسه خونه بخریم و هزار جور تغیرات دیگه انجام بدیم که اصلا کاری نداره!اون کسی مرده که مد باطن و ضمیرشو بالاتر ببره و نوتر کنه.درست نیست؟!

یک مهمون عزیز و زیبا تو راهه..."دلتونو" واسه استقبالش آماده کنید.

تابعد...


برچسب‌ها: