من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/٢٠
نظرات

اون دو نقاشی اثر یک چریک عاشقه که آتش دلشو نقاشی کرده...آرزوش که چیزی جز وحدت با خدا نبود رو به تصویر کشیده...به تکامل رسیدن...به نور رسیدن...به آرامش مطلق و ابدی رسیدن...همه این هارو میتونی تو نقاشی هاش بفهمی...

این هم بقیه شون...

زبانه های آتش که از دلش برخواسته...انفجار دل از عشق...

 

رهایی به سوی معبود ابدی...

 

 

نمیدونم...شاید خواسته طوفان وجودشو به تصویر بکشه! مثل حال من...طوفانی...این ویژگیش مثل منه!

 

 

مفهوم این عکس رو درست نمیفهمم!!!انگار چهره ی خودشه تو چشمان اشک آلود کودکی یتیم...

!!!لا اله الا الله

 

تمثیل الگوی شهید چمران,مولا علی(ع),به گفته خانمش, مصطفی نمونه کوچکی از امام علی(ع) بود(حقیقتا همین بود...)

 

تاختن به سوی جاودانگی...نمیدونم جمله جالبی هست یا نه؟!

...........................................................................................................

_دو سه هفته ست دارم دور و ور صاحب این اثر میچرخم....حسابی اسباب زحمتش شدم...ولی خب...خواسته ی خودش بوده که شمع باشه...روشنایی ظلمت باشه...و حالا شمعی برای من شده و وجود تاریکم رو روشن کرده...آتش شده و قلب دیوانه منو شعله ور کرده...حالم خوش بود...خوش تر شده...البته این خاصیت همه ی شهداست...چند وقت پیش گیر شهید بابایی بودم و شهید آوینی...الانم که این آقا...شدم عین آدمای هوسبازلبخند

_مشغول نمایشگاه دفاع مقدسیم...با اینکه خیلی سخته ولی لذتبخشه...دعا کنید یه نمایشگاه آبرومند از آب دربیاد و مورد قبول شهدا...

_ برام دعا کنید...یاحق


برچسب‌ها: