من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢۳
نظرات

دیروز داشتم وب یکی از دوستهای دوست داشتنی رو مطالعه میکردم.من الان حالشو ندارم که بگم دقیقا چی نوشته بود ولی خلاصه مطلبش این بود که چرا ایرانیها حدود یک قرن پیش تا چندسال اخیر(احتمالا تا قبل از سال ۵٧ یا ٨۴) اعصاب راحتی داشتن،خودکشی نمیکردن،خوشبخت بودن و... والان مردم اعصاب ندارن،داغونن،روانی هستن و محتاج دیوونه خونه.

مطلب جالبی بود و اینو صد در صد همه قبول داریم.چون مشکلیه که همه ما گرفتارشیم.کافیه تو خیابونا یکی یه ثانیه جلومون توقف کنه؛اون موقع فحش ناموسیه که بار اون بدبخت میکنیم. کافیه یکی تو پیاده رو بهمون تنه بزنه؛یه جوری به طرف نگاه میکنیم که انگار چه اهانت بزرگی بهمون کرده و حتی اگه معذرت خواهی بکنه.اگه یکی بهمون بگه بالای چشمت ابرو اون طرفو بامشت و لگد له میکنیم. میخوایم به هر بهانه ای با دیگران دعوا کنیم.تا یه چیزی میشه میریم سمت تیغ و قرص و بلندی وغیره.یه آدم و عالم فحش میدیم،دیگه این روزا فحش دادن به خدا هم واسه ما عادی شده!!!ننه بابا شده نکیر و منکر ما،اصلا آدم حسابشون نمیکنیم دیگه چه برسه...

بابا اصلا لازم نیست من اینارو بگم؛همه اینارو از بّرن.امّا من با خوندن مطلب این دوست گلمون یه علامت سوال بزرگ توذهنم درخشید. اینکه چرا مردمی که سالها پیش به نون شب خودشون محتاج بودن، آب و گاز و برق نداشتن،تلویزیون و ماهواره نداشتن،ماشین نداشتن،جایی برای تفریح کردن نداشتن،از بیماری حصبه و طاعون و هزار جور مرض دیگه زجر میکشیدن،زیر بمب و گلوله و خمپاره متحدین و متفقین و عراقیها و غیره و غیره تیکه پاره میشدن،به دکتر روانشناس محتاج نبودن، شاد بودن،خودکشی نمیکردن و از زندگی لذت میبردن؟! ولی الان این مردمی که با این همه تورم و گرونی و هدفمندی یارانه ها(یا به قول بعضی دوستان حذف یارانه ها) و هزار جور بی پولی و قرض و قوله با ماشین مدل بالاشون تا تقی به توقی میخوره بارو بندیل و میبندن و میرن ویلاهاشون کنار دریا، بیش تر از یک ماه مونده به عید میرن خرید وتا شب عید تو بازارا وول میخورن و تو عید بی خیال همه چی «لذّتشو» میبرن روانی شدن، اعصاب ندارن، همدیگرو میچزونن، به فکر قتل و کشتن همدیگه هستن،چشمشون دنبال ناموس مردمه و انواع قرص های اعصاب و روانگردان رو عین نقل و نبات بالا میندازن و آخرش یا خودکشیه یا دیوونه خونه؟!

آخه...مردم اون زمان اگه به فلاکت هم کشیده میشدن بازهم خداشون رو دوست داشتن،بهش فحش نمیدادن،نماز نخوندن و بی حجابی و بی بندو باری و کلاه برداری رو تمدن و بافرهنگی نمیدونستن؛تو قلباشون نیرنگ نبود و به آموزه های مذهبیشون علاقه داشتن.برای هرکاری دعا میکردن و به اونچه که ندید بودن «ایمان» داشتن.واقعا این مملکت بی در و پیکره...

چه کرد با این ملت ایران فرهنگ متمدّن غرب...چه کرد با این مردم برنامه های جذاب و سرگرم کننده ماهواره هاشون...چه کرد باما این روشنفکری و با فرهنگی ها...

دوست عزیزم...این رفیق متحجّر و عقب مونده تو ببخش...


برچسب‌ها: