من مسافرم...توشه ام عشق...و مقصدم منزل معشوق است...گر همسفری بسم الله...
 
 
 
نویسنده : نسیم
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/۱۱
نظرات

بعضى درختها سرحالند، بانشاطند، شادابند؛ ده سال، بیست سال، سى سال بیشتر عمر نمیکنند، بعد پوک میشوند. پوک که شدند، احتیاج ندارد که کسى زحمت بکشد براى انداختن آنها، یک باد تندى که بیاید، سرنگون میشوند، از کمر میشکنند؛ اما درختى که استعداد ماندن دارد، داراى این قدرت و ظرفیت هست که بماند، شما مى‌بینید دو قرن، سه قرن از عمر این درخت میگذرد، سرسبزى او از روز اولى که برگ کرده، بیشتر است و کمتر نیست، نشاط او در بهار، درختهاى دیگر را هم تحت تأثیر قرار میدهد. «تؤتى اکلها کلّ حین باذن ربّها».
‫هیچ وقت هم نباید خسته بشویم. شنفتید آیه‌ى قرآن را «فاذا فرغت فانصب»؛ وقتى از کار فراغت پیدا کردى، یعنى کارت تمام شد، تازه قامت راست کن، یعنى شروع کن به کار بعدى؛ توقف وجود ندارد.

در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگرى ممنوع است؛ لذت‌جوئى ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، براى مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیده‌ایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزى که ملت ایران به قله برسد، دشمنى‌ها تمام خواهد شد. آن روزى که ملت ایران به قله برسد، معارضه‌هاى خباثت‌آلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بى‌وقفه ادامه دهیم.

............................................................................................

بلاخره نمایشگاهی که برای هفته دفاع برگزار کردیم دیشب به پایان رسید.(البته ده روز طول کشید)در طی این یه ماهی که برای این نمایشگاه تلاش کردیم خیلی چیزها رو تجربه کردم...به خیلی چیزها پی بردم...خیلی مهارت ها کسب کردم...پخته تر شدم...دوستان اگه لطف کنن و روش آپلود کردن عکس رو قشنگ برام شرح بدن میتونم عکسهای نمایشگاهمون رو براتون بذارم با شرح کامل روندش.

راستش خیلی سختی کشیدیم...خیلی...در طی برپا کردن نمایشگاه همه خیلی استرس داشتند جز من...من ریلکسه ریلکس!وقتی که استرس به بچه ها،به خصوص مادرم فشار میاورد رو میکردن به من و نفرینم میکردن:((الهی خدا بگم چی کارت نکنه دختر...بین مارو به چه روزی انداختی...هرچی آتیشه از گور تو بلند میشه!)) آخه پیشنهاد نمایشگاه با من بود و من همه رو دور هم جمع کردم و به قول خودشون به دردسر انداختم.این شد که الان تا میخوام کاری کنم صدای پدر و مادرم درمیاد که ((بشین سر جات، بذار زندگیمونو بکنیم!)) اونها تازه مونده تا بفهمن زندگی با یه دختر طوفانی چقدر سخته!لبخند

این حرفشون واقعا منو آزار میداد...تا اینکه به اون جملاتی که سبز نوشتم رسیدم...اینها سخن هاییست که مقام معظم رهبری در سفر اخیرشون که به نوشهر داشتند زدند،اشاره ای به قرآن کردند و گفتند:((وقتى از کار فراغت پیدا کردى، یعنى کارت تمام شد، تازه قامت راست کن، یعنى شروع کن به کار بعدى؛ توقف وجود ندارد))

و من جوابم رو گرفتم...و همینطور آرامش و نشاط...والبته این جملات زیبا و تاثیرگذار رو برای خانوادم هم خوندم.(به  آدرس زیر مراجعه و دانلودش کنید،واقعا تاثیر گذاره!)

farsi.khamenei.ir/audio-content?id=21034

...........................................................................................

این نقاشی رو نگاه کنید:

اشک تو چشهای آدم حلقه میزنه...سرباز کوچولو...

..........................................................................................................

میخوام یه پست اختصاصی واسه پست تف سربالا بذارم...دوستان خواهشا کمک کنید و نظراتتون رو بنویسید یا تکمیل کنید.

اون ایده من هنوز کمی مبهمه...ولی اون چیزی که تو ذهن من هست یه وب مشارکتی در مورد مسائل روز با دوستانیه که داوطلب هستند.حالا هر پیشنهادی داشتید برای بنده بنویسید.

خستتون کردم.

یاعلی

 

 

 


برچسب‌ها: