این روزها...

این روزا همش دوست دارم یکی کنارم بشینه و باهام درد و دل کنه...

این روزا دارم آماده میشم برم راهیان نور...

این روزا بعد از دیدن یکی از چهره های به یاد ماندنی خاطرات شیرین کودکیم خیلی حسرت اون روزا رو میخورم...

این روزا هی میرم تو وبلاگایی که بر ضد علایق و اعتقادات من هستن هی سرک میکشم و خودمو آزار میدم و از این آزار دیدن لذت میبرم...مثل کسایی که دچار بیماری سادیسم هستن!

این روزا دوست دارم دهن بعضی هارو خورد کنم...

این روزا دوست دارم فریاد بکشم...

این روزا...

من فکر کنم خیلی خستم...دلم یه تحول بزرگ میخواد...

الان میخوام بزنم زیر گریه.

دوستان...عزیزان...خواهران...برادران...دلداریم بدین...خیلی بهتون نیاز دارم

مسلمانان...مسلمانی...مسلمانی

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسانه

از یه وبلاگ دیگه که در مورد چادریا و مانتویهای فیلما بود و از جواب خیلی خوبت به اون پست بهت رسیدم فقط بدون همدرد زیاد داری روزی تو خواهی امد از کوچه های بارن تا از دلم بشویی اندوه روزگاران

به یادت بودم

حالت خوبه؟ مطئنم امروز مثه اون روز نیستی[لبخند]

امراله یوسفی

سلام نميدونم چي بايد بگم مدتها بود يه همچين حالي داشتم دنبال يه تحول بزرگ بودم اما يه مدت رفتم سفر راهيان و بخدا كه يكي از بهترين سفرام بود. تو اون مدت به هيچي فكر نميكردم مثل اينكه تمام غمها وخستگي ها رو فراموش كرده بودم يه حس و حالي كه تا حالا بهم دست نداده بود داشتم وقتي برگشتم تا يه مدت كلي شاد بودم الانم دارم با خودم ميسازم ولي ديدم كلي عوض شده شايد بگين چه جوري: شايد قبلا چون ميرفتم به چيزاي ديگه فكر ميكردم اما اينبار يه تصميم بزرگ گرفتم تصميم گرفتم اونجا كه رفتم هر چي تو دلمه بريزم بيرون ببينم واقعا از خدا چي ميخوام درونم چيه و براي چي اومم.

امراله یوسفی

نميدونم ميخواين برين راهيان يا نه ولي اگه ميرين شهدا را واسطه قرار بدين نترسين هر چي تو دلتونه بريزين بيرون از شهدا بخواين كه ازخدا بخوان اون تحول رو و مطمئن باشين كه حرف شهدا پيش خدا رو زمين نميمونه. الانم خستم ولي نه مثل قبل چون اون تحول رو تو خودم احساس كردم و همين باعث قوت قلب و تقويت روح و جسمم ميشه. حتي اگرم نرفتين راهيان اين روزاي آخر سال بهترين روزها براي اين كاره يه سر برين گلزار شهدا آخه شهدا هر جا باشن به حرفمون گوش ميدن فقط بايد حرف دلتون رو بزنيد و با كسي تعارف نكنيد. فقط دعا يادتون نره اگر قابل دونستيد ما رو هم دعا كنيد هر جا كه داشتين دردودل ميكردين كه خيلي مهتاج دعايم. دعاي شما پاكان دواي درد ماست.[گل]

رضا

سلام. اگررفتی فکه نزدیکیهای محل شهادت شهیدآوینی یک تابلویی را می بینی که بیانگر شهادت وسوزانده شدن جسد شهیدان واسیران ما می باشد من هم همانجا اسیرشدم. ای کاش من هم جزو شهدا می بودم ولی افسوس.......

رضا

سلام. شما اگردخترخانم هستی نباید طوفانی باشی.آرام,صبور,مقاوم همچون کوه. ولی کلام وسخنت باید طوفانی باشد. احتمالا هم منظورتان همین است. موفق باشید.

پریا

سلام خودت را ناراحت و درگیر نکن سیاست به خودشم وفا نداره خوشحال میشم با داستانهای من همراه باشی فقط اگر اسمت را بدی ممنون میشم چون پرشین بلاگ مشگل داره هرکاری میکنم با دختر طوفانی اد نمیشی تو لینکام

تا طلوع

سلام دوست دلاورم دلم برات تنگ شده!!![قلب] امید وارم حالا که از راهیان نور برگشتی حالت بهتر شده باشه[لبخند]

غریبه

ای اشک ، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست مرسی از حضورت گلم به امید دیدارت